دوست پسرم خستس درکش میکنم حتی خانم دکتر هم گفت : مهاجرت خیلی سخته فکر این نباش خیانت کنه ، فکر این باش اون رفته اونجا که آینده شماهارم بسازه و برگرده و ببرتتون ! ولی من آمریکا نمیخوام نمیدونم چرا زندگیمو انقدر سخت میگیرم . چرا تله رهاشدگی در من انقدر قویه که کارایی میکنم که بیشتر آدمارو از خودم دورمیکنم دلم میخواد چند روز بذارم و برم ببینم میاد دنبالم یا نه! وسطای بهمن دارم میرم رشت چند روز !به یکی از آرزوهام رسیدم همیشه دلم میخواست مجردی میرفتم رشت شبیه فیلم : در دنیای تو ساعت چند است ! برم و بارون باشه و دیالوگ باکس و اتاق سرد آبی گوش بدم تو بازارش قدم بزنم و موی ماهی و سبزی های شمالی بره تو وجودم دلم میخواد به خودم به دختر کوچولوی درون خودم فکر کنم و نوازشش کنم ! ترس از دست دادن نداشته باشم اتفاقا بقیه بترسن من و از دست بدن
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی
تاريخ: پنجشنبه
29 دی
1401 ساعت: 17:42